بودن یا نبودن ؟!
تو چیکار میکنی ؟
من دارم زور میزنم که بمیرم !
تو حالا بشین یه مقدار قدر هم رو بدونیم ...
من باشه ! ..........تو چند سالت نیست ؟ چند سالگی ت نشده ؟! یعنی نرسیده ،یا
تو بهش نرسیدی ! .............می دونی ممکنه یه نقطه باشه . روشن یا تیره !
تو آدما ...
من آدما که آدم نیستن !
تو ولش کن...........روز اولی که فهمیدم نگام بهت نظر داره نذر کرده نذارم منظور از
زور زدن چشمام رو بفهمی.........می دونی ........
من بودن یا نبودن ؟
تو لابد حرف در همین است !
من بدبختی همین است ! که لحظه ای به بزرگواری آدمی فکر کنی.......یه روزی
هممون سرمون می خوره به سنگ............سنگ قبر...........چنین فرجامی
اصلن خواستنی نیست.
تو درون هر آدمی یه معبدیه که توش پر از صدای عشقه.......
من دارم می یارم بالا ...
تو می خوای آخرین شعرمو واسه ت بخونم ؟..........حالت بهتر میشه !.........دیشب
گفتم...............شعرم با جوهر این روان نویس نوشته / و با چشم های تو / جاودانه
میشود ....................خوب بود ؟
من اوهوم !
تو بچه ها میگن یه روزی شاعر بزرگی می شم. خودم می دونم! منتها پیش خودشون
نمی گم که آره آره می شم !...........خب می دونی ..............جالب نیست دیگه..
میگن تکبر داره ...............
من سرم می خاره.............توی سرم................به نظر تو سابقه داشته تو دنیا کسی
مغز سرش بخاره ؟ یعنی گزارش شده ؟
تو آدما رو که نمی دونم ولی شامپانزه ها طوری سرشون رو می خارونن که فکر
می کنی مغزشون می خاره !.........خیلی خوشگلن .
من به گمونم منم شامپانزه م یا فکر میکنم قرار بوده باشم . بعد خدا تصمیم ش رو
عوض کرده .....
تو تو رو قرآن؟.............البته راس میگی تو هم عینهو شامپانزه ها خوشگلی .
خوشگل که نه . بانمکی !آدم خوشش می یاد هی ماچت کنه هی مچت ......
من نکن . صورتم خیس شد ....
تو داره بارون میزنه ! ............ببین................شمالی ها به بارون نم نم میگن
زلف شی ! قشنگه نه ؟
من کی ؟
تو زلف شی !
من آره منم یه بار یه شب که تو خونه تنها بودم ( مامانم و بابام و داداشم رفته بودن
مهمونی ) صدام تو گلوم گیر کرده بود . داشتم خفه می شدم .........
تو تو همیشه با خودت درگیری ............بهتر نیست از لاک خودت بیای بیرون ؟
من ...
تو تو رو خدا چشاشو ...........گریه میکنه !
من راستی اسمت چیه ؟
تو امیر حسین !
من یعنی پسری ؟
تو آره دیگه خره ! ............پس فکر کردی دخترم ؟ اگه دختر بودم که ....
من ...
من چند شب پیش یه شعری گفتم . تیکه ی پایانی ش رو خیلی خوشم می یاد . بخونم ؟
تو اوهوم !
من دوست داشتم کس دیگری / اسم دیگری بودم / برای نام خانوادگی انسان !
+ نوشته شده توسط احسان عزتي در شنبه بیست و چهارم تیر 1385 و ساعت
10:54 |