آخرین خوشه های دختری از لبنان !
هر لمحه
ابرهای تازه ای متولد می شوند
در چشمهایم .
و شال سفیدت
مخالف ترین بادها را هم
گره می زند به هم !
تو روی دستهای من باد کرده ای ،
جهان روی دستهای خدا !
و باران که
چه بی وقفه نمی بارد ...
اینجا
آخرین
و تاریکترین واگن زندگی ست
که قطار انسان را
به سمت پلی شکسته می کشد ...
من مانده ام
با آخرین خوشه های دختری از لبنان !
+ نوشته شده توسط احسان عزتي در چهارشنبه بیست و پنجم مرداد 1385 و ساعت
16:52 |

