چه روزها که رفتند . چه روزها که بی گاه شدند . چه تنهایی بزرگی . آن روزهای کدر معصوم . این شعر را به یاد آن روزها گفته ام . و یک نفر هست که خوب می داند .... اما علی دهقانی گفته که شعر را به شعریت شعر تقدیم کرد باید ! و من هم قبول ! ......من بسیار تنها گریسته ام بسیار تنها مرده ام بسیار
من بر این سر دستی دارم
فکر می کنم
به این گهواره
به این گور
به این کلمات کور !
این خورشید
دلش به چی گرم است ؟
ماه اگر نباشد
تنها دل پلنگ تنگ است ؟
جنگلی می شناسم
یک شب
میان درخت های خودش
گم شد ...
و کودکی
که ناگهان
پیر شد !
+ نوشته شده توسط احسان عزتي در شنبه بیست و دوم مهر 1385 و ساعت
10:33 |

