تبليغاتX
از بیخ
 

حتا اگر این ماه از سوزن شب رد شود

من از تن تو رد نمی شوم !

 

گاهی

روی لبه ی تو پرت می گردم

تا رد نگاه تو را

تا خودم

تا دیگرانی از خودم

تا دره هایی .

 

صدای ساکت کلمات سهراب

و تنهایی حلق تو

کافی ست

تا چشم هایم را فراموش کنم

و رگ هایم را

در رودهای پوسیده ی زمین

پی ببرم .

 

دست های تو را

اگر اشتیاق کهنه ای فرض کنم

که هرگز !

انسانی جز من نداشته !!

و اگر از من بپرسی از

همیشه مثل درخت حرف می زنی /

مثل باران تصمیم می گیری ...

و چشم های سومری ت

برای من پنجره ای کافی ست

که از آن

به تمدن های قدیمی برگردم

به تمدنی

میان دو پا !

+ نوشته شده توسط احسان عزتي در شنبه چهارم آذر 1385 و ساعت 13:24 |