به اعتقاد کاری کسی پیامبری نمی کنم
همین پیراهن سفید را دارم فقط
که رنگ و روی تو را با صورتم روبرو می کنم
جا خورده است دستهات در من
حتا فکر اینکه به این فکر کنی
حتا پایی
حتا خیال کردم خوابی
هیچ وقت قصد نداشتم از بوسیدنش لذت ببرم
کاری که انجام می دهیم
ما را انجامیده است
و در عین حال انجام می شود زمان را می انجامد
ابدیت به نقطه ی صفر رسیده است
تو نمی روی
تو را همیشه نگه می دارم اینجای خودم سفت!
چی ؟!
این سفیدی مقدماتی را از اسب گرفتم
آلت اش را لحاظ کنید در عکس
زنی که دختر بچه است
از گلهای لباسش پیداست ؟!
ماه از زمین ساخته می شود
به تابوت اعتقاد کسی پیامبر نمی برند
روپوش های سپید هوایی
دندان کاری ارتجاعی شخص سوم
اگر
مردن برای چهارمین بار
حتا دهان علی دهقانی را هم تلخ می کند !
من كه براي نسبت دادن اتم ها به خانواده ام دستگیر شده ام
چه کاری می توانم انجام ندهم ؟!
انسان های ناقص و غیر طبیعی را بیشتر می پسندم
تداوم نبودن در امور شکافی ایجاد نداری
گزافه گو !
عبارتی از محصول عمل !!
نگاه کن که عضلات استخوانی م از خاک بیرون می زنند برهنه
هنر برای چیست ؟!
چشمان تو به کسی فاقد فلسفه ی تکاملی می رسد
و من می روم بخوابم کمی
۲۸ / ۲ / ۸۶
+ نوشته شده توسط احسان عزتي در چهارشنبه نهم خرداد 1386 و ساعت
22:10 |