تولدم را می بوسم و آینه از ریخت می افتد
له می شوی
موهای فرفری آدم را خجالت زده می کند به واقع !
با مونیتور خاموش حرف می زنم می روی
دست هام را از پشت به صندلی می بندم و تسلیم می کنم
ـ آن زن را به تخت بسته بودند تا به سکس فرار نکند ـ
عضلاتم را گریه دار می کنم می ک ِ ش َ م
بی یا جِر می دهم
عزیز مصر اهرام ثلاثه را یکی یکی توی دوستت دارم
فرو
ما کالبد شکافی می شویم حتا اگر معشوقه نداشته باشیم
می ترسیم توی کمد دیواری
برای بازی بیرون می کشند عاشق
خیس می شوی
وقتی لای ملافه ها کار فرهنگی می کنی
عذرخواهی می کنم
از لباس هام را شارژ می کنم
پنجره از دوش ِ دیوار
پایین
تخت از سکس پایین نمی رود
تاریکی مادر ها را کبود می کند
چه لذتی دارد ؟
تصاویر از پرده می آیند
و تنهایی تقسیم می کند
تویسرکان شناسنامه ای جعلی ست
ما همه از گرسنگی قلیان می کشیم
دختران تحت حمایت فواره می زنند اگر زن ها تحقیر شدن را
امروز حرف بسیار درستی ست
قتل و عام دکور طبیعی اتاق می شود
با ظرف های شکسته
اگر اشکم بیاید
همه چیز مقدر می شود
شبی با یک بسته دستمال کاغذی
سال ها می میرم
بیست و پنجم
امرداد ِ ۸ تا ۲ ۶
عوامل پشت صحنه ی اجرایی ِ این شعر :
ـ آیلین ستوده
ـ مصطفا غفار+المیرا+من
ـ فیلم ِ رومنس (با تشکر از فریبا فیاضی !)
ـ اقتباسی یک سطری از خواب رامین عبادتی
ـ به دنیا آمدنم به مدت ۲۱ سال شاید هم ۲۲ سال
ـ و فریبا فیاضی !
